من وتو دوتاپرنده

http://ts3.mm.bing.net/th?id=H.5034346855071782&pid=15.1

 

  من و تو دو تا پرنده .. تو قفس زندونی بودیم جای پر زدن نداشتیم .. ولی آسمونی بودیم ابر و بارون‌و می‌دیدیم ..


اما دنیامون قفس بود چشم به دوردستا نداشتیم .. همینم واسه ما بس بود اما یک روز اونایی که ..


ما رو با هم دوست نداشتن تو رو پر دادن و جاتم .. یه دونه آینه گذاشتن من خوش‌باور ساده ..


فکر می‎کردم رو‌به‌رومی گاهی اشتباه می‌کردم .. من کدومم تو کدومی با تو زندگی می‌کردم ..


قفس تنگ و سیاه‌و عشق تو از خاطرم برد .. عشق پر زدن تا ماه‌و اما یک روز باد وحشی ..


رویاهام‌و با خودش برد قفس افتاد و شکست و .. آینه افتاد و ترک خورد تازه فهمیدم دروغ بود ....



[ پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 ] [ 22:10 ] [ yadegar_ali ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران